السيد الخميني
34
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى )
نزول است . پس حضرت اشاره به سلسلهء نزول فرموده و در آن ، عقل مقدّم است بر جهل . صفت دوم آن ، آن است كه اين حقيقت از بحر ، مخلوق است ، و اين شايد اشاره به حقيقت نفس كلّ باشد و اتّصاف نفس كلّ به بحريت براى آن است كه آن وجود جمعى محدود است و در آن ، كثرت بلكه كثرات راه دارد ؛ چنانچه بحر ، مجمع كثرات و مركز مجتمعات است ، و اين اشاره به مبدأ فاعلى جهل است ، نه مبدأ قابلى چنانچه اعاظم از شرّاحِ حديث فرمودند « 1 » . و صفت سوم و چهارم آن از كلمهء « اجاج » استفاده شود ؛ زيرا كه اجاج ، شور و تلخ است ، و شايد اين ، اشاره به دو قوّهء متقابلهء شهوت و غضب باشد كه در نفس كلّ ، حقيقتِ آنها بهطورى است و در وهم كلّ بهطورى ؛ و اين شهوت و غضب در نفوس جزئيه ، رقيقهء آنهاست . و اينكه اين دو صفت را از اوصاف جهل محسوب داشتيم - با آنكه در حديث شريف از اوصاف بحر - كه گفتيم اشاره به نفس كلّ است - قرار داده ، براى آن است كه صفات نقص در رقايق ، اتمّ و اظهر است تا در حقايق ، عكس صفات كماليه ؛ از اين جهت ، شهوت در نفوس كلّيه ، همان عشق به كمال ، و غضب ، تنفّر از نقص است و حقايق حقايق و سرّ سرّ آنها در حضرت اسماء به رحمت و انتقام يا صفات جمال و جلال تعبير شود ؛ و در اين مقام اسرارى است كه از بيان آن خوددارى خواهيم كرد . و شايد « اجاج » ، كه به معنى شور و تلخ است ، اشاره به دو مرتبه از تنزّل
--> ( 1 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين ، ج 1 ، ص 406 ؛ الوافي ، ج 1 ، ص 62 ؛ مرآة العقول ، ج 1 ، ص 66 .